على ربانى گلپايگانى

63

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

مصداق ، در مورد وجود عامل هم ترديد و تبدل راه يابد ، در حالى كه چنين نيست . 3 - نقيض واحد ، واحد است : سومين دليلى كه بر اشتراك معنوى مفهوم وجود اقامه شده است متبنى بر يك مطلب عقلى است و آن اينكه نقيض واحد ، واحد است و دو مقدمه ديگر اين برهان عبارتند از اينكه : الف : عدم ، نقيض وجود است ( و اين مطلبى است بديهى ) . ب : عدم يك معنا بيش ندارد ، زيرا تمايز و دو بودن فرع بر ثبوت و شيئيت داشتن است ، و عدم بطلان محض است و ثبوت و شيئيتى ندارد . ( در فصل ( 10 ) از همين مرحله در اين‌باره بحث خواهد شد ) . هرگاه مقدمهء نخست را به اين دو مقدمه ضميمه كنيم ، نتيجه اين مىشود كه وجود يك معنا بيش ندارد . و با توجه به اين‌كه مقدمه دوم بديهى و مقدمه سوم نيز قريب به بديهى است ، آنچه نياز به توضيح دارد همان مقدمهء نخست ( نقيض واحد ، واحد است ) مىباشد . و در توضيح آن گفته‌اند : « اگر نقيض واحد ، واحد نباشد . ارتفاع نقيضين لازم مىآيد و ارتفاع نقيضين هم محال است ، بنابراين واحد نبودن نقيض واحد هم محال است ، و در نتيجه نقيض آن يعنى واحد بودن نقيض واحد . صحيح خواهد بود » . و بيان لزوم ارتفاع نقيضين در صورت متعدد بودن نقيض واحد اين است كه اگر عدم ، دو نقيض ( يا بيشتر ) داشته باشد ، هرگاه يكى از دو نقيض رفع شود ، عدم هم رفع شود ، در نتيجه دو نقيض رفع شده است ، زيرا هريك از دو معناى وجود به طور مستقل نقيض عدم بشمار مىرود . در يك صورت هم ، اجتماع نقيضين لازم مىآيد و آن صورتى است كه يكى از دو معناى وجود رفع شود و معناى ديگر آن با عدم باقى بماند . اين فرض در متن ذكر نشده در اسفار ، شرح منظومه و كتب ديگر هم نيامده است ، ولى مرحوم مطهرى در شرح منظومه خود آن را يادآورى نموده‌اند « 1 » .

--> ( 1 ) شرح مختصر منظومه ، ج 1 ، ص 27 .